از وبلاگ شاهین داراب
63
داستان کِل میرزادی دقیقاً چی بود؟!
در عهد عتیق در شهر فیلادلفیا ، یک سالنی بود که موعظه گران در آنجا به مردم درس اخلاق میدادن. کلاً منظورشان این بود که ای مردم ، خوب باشین و بد نباشین. از مرد و زن پیر و جوان بزرگ و کوچک ، در مدتی از سال ، شبها در آنجا جمع میشدن و با چای و خاشکه نون پذیرایی میشدن و اخلاق هم درس میگرفتن. بد نبود ، البته بعضی نارسایی ها و پرگویی ها بود ولی در مجموع خوب بود.
در همان شهر فیلادلفیا یک جای دیگری هم بود که اساتید و دانشمندان این رشته در آنجا تربیت میشدن تا در آینده جایگزین موعظه گران فعلی شوند. دانشجویان این دانشگاه محلی تقریباً از دوران نوجوانی به اینجا می آمدن. مردم که این دانشجویان را میدیدن به اینا میگفتن داشنجو کاته. یه کت بلندی هم می پوشیدن که همه میفهمیدن اینا در آینده موعظه گر میشن. وقتی یه استاد موعظه گر برای سخنرانی به موعظه گرخانه می آمد این دانشجو کاته ها هم برای شنیدن و یاد گرفتن فن موعظه به مجلس می اومدن. یه پیر خراباتی هم شهر فیلادلفیا داشت که معروف بود به کِل میرزادی. این کِل میرزادی عمو به رُک گویی شهره بود.
متن کامل این نوشتار را مطالعه نمایید. - اینجا
دارابکلا 20 - DARABKOLA 20...
ما را در سایت دارابکلا 20 - DARABKOLA 20 دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 152 تاريخ: شنبه 10 فروردين 1398 ساعت: 9:22