از وبلاگ شاهین داراب
65
نقشتو خوب بازی کن
نویسنده کتاب نقش شما در زندگی ، از خاطرات گذشته اش در یکی از روستاهای جنگلی گیلان می گوید.
ایشون می نویسه ، یه بار باتفاق پدر بزرگ و مادر بزرگ داشتیم می رفتیم بسمت مزرعه کشاورزیمون. نیست که زمین مون پستی و بلندی داشت رفتن به اونجا هم کمی سخت و صعب العبور بود. گاهی از باریکه هایی عبور می کردیم که پرتگاه و پر از خارهای تمشک بود.
در یکی از صبح های تیرماه که همه جا سرسبز بود ، برای انجام کارای کشاورزی منو هم با خودشون به مزرعه بردن. هنگام رفتن از یه باریکه پر از خار ، صدایی از داخل لم لوار توجّهمونو جلب کرد. پدر بزرگ ، هم آدم چابکی بود و هم خیلی جوک و متلک گو! ، درست برعکس مادر بزرگ که خیلی عارفانه و معنوی گرا بود.
متن کامل این نوشتار را مطالعه نمایید. - اینجا
دارابکلا 20 - DARABKOLA 20...
ما را در سایت دارابکلا 20 - DARABKOLA 20 دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 128 تاريخ: چهارشنبه 11 ارديبهشت 1398 ساعت: 21:37